العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
135
شرح كشف المراد ( فارسى )
عقيده ما در اين باب ، همان سخن مولاى عارفان على عليه السّلام كه مىفرمايد : مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة . « 1 » و باز مىفرمايد : داخل فى الأشياء لا كشيء داخل و خارج من الأشياء لا كشيء خارج سبحان من هو هكذا و لا هكذا غيره . « 2 » 8 . خداوند در جهتى نيست هشتم از صفات سلبيه خداوند آن است كه واجب الوجود بودن حق مقتضى است كه او داراى جهت نباشد . مقصود از جهت عبارت است از سمتى كه قابل اشارهء حسّيه است و اهل هيأت جهات را به چهار جهت مشرق ، مغرب ، شمال و جنوب منقسم مىدانند و اهل حكمت جهات را به شش جهت تقسيم مىكنند : يمين و يسار ، امام و خلف ، فوق و تحت . ما معتقديم كه خداوند در جهتى نيست و نمىتوان گفت خداوند در جهت بالاى سر ماست و دو دليل هم داريم : 1 . هر موجودى كه داراى جهت باشد ، قابل اشارهء حسّيه است و هر موجودى كه قابل اشارهء حسّيه باشد ، مادى خواهد بود . و قد ثبت كه ذات حق فراتر از ماده و ماوراى مادى است ، پس داراى جهت نيست . 2 . هر موجودى كه در جهتى باشد ، محلى براى اكوان اربعهء حادثه است ؛ زيرا يا دو آن پشت سر هم در آن جهت معيّن مىماند ، پس ساكن خواهد بود ، يا در آن بعدى از آن نقطه به نقطه ديگر منتقل مىشود ، پس متحرك خواهد بود و اكوان اربعه از امور حادثه است ؛ پس لازم مىآيد كه خداوند حادث باشد و حدوث از نشانههاى ممكن الوجود است . پس اگر حادث باشد ، او ممكن خواهد بود ، كه نبود و قابليت وجود را داشت ، سپس بهوجود آمد و امكان قسيم واجب است و ما در واجب الوجود بحث داريم . مخالفان اين نظر و كسانى كه خدا را در جهتى مىدانند ، مجسمه و كراميه هستند
--> ( 1 ) . همان ، خطبه 1 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 58 ، ص 105 .